خوش آمدي دوست من
از سرماي بيرون به جايي گرم
لطفاً بيا تو
نامت چيست دوست من؟
نام من هم همان است
عجب تصادف عجيبي
خوشحالم كه به اينجا آمدي
از چه لذت ميبري؟
آه، تو دوست داري به سرعت تفريح كني
خوب، جواب سوال تو پيش من است
من ميتوانم تو را بالا ببرم
و تو را صدمهناپذير كنم
هرگز تنهايت نخواهم گذاشت
بيا تو، دوست من
قدري از اين امتحان كن
احساسي شگفت خواهي داشت
يه پكِ كوچولو بزن
از اين فويل چروكيده
زيرش شعلهاي روشن كن
دود سفيد را كه ببلعي
و بسرعت بيرون بدهي
همچون غازي به پوستت نوك ميزند
همين براي فرو كردن قلاب كافيست
من ميتوانم تو را بالا ببرم و
صدمهناپذيرت كنم
اما تو ديگر پوچ هستي
كف اتاق ميخزي
اما براي مقداري ديگر بازخواهي گشت…آري
هي سلام رفيق
ايندفعه چه زود براي زهرشيرين بازگشتي
اما اين دروغ بايد تمام شود
من بايد پول لذتهايي را كه دادهام جمع كنم
اولين بار كه نامم را به تو گفتم
گفتم كه نامهاي ما يكي است
و واقعاً دروغ نگفتم
چون نام واقعي من، اعتياد توست
من تو را پايين ميآورم و
خردت ميكنم
درونت را به آتش ميكشم
افسوس تو را نخواهم خورد
امروز از لحظه ی طلوع آفتاب قانون شکنی آغاز می شود
استوار بر حقايق و دروغها
همه ی قيل و قال در صحن دادگاه است
در پی بالا کشيدن يکی از چوبه ی دار هستيم
عدالت امروزه معنای هيچ و پوچ دارد
و محضر دادگاه محل داد و ستد است
از ميان ليست يک جرم و انتخاب کن و يک دفاعيه برايش بگو
صورتحساب تعيين شده را زير ميزی رد کن
سيستم به فروش می رسد
لگد را به صندلی بزن تا طناب محکم شود
فقط مثل يک ابزار سريع عمل کن .. زبانش بند آمده
می خواهم دوست و دشمن را به نيستی برسانم
مگر اين که به زير دست من بازگردند
تمامش کن
دادگاه ردپای غلط را دنبال می کند
از برندگان و بازندگان
و فشاری که کماکان محکم و پا برجاست
برای روح شخصی که توان تحمل دارد
عدالت امروز معنای هيچ و پوچ دارد
هيئت منصفه به فروش می رسد
چه مجرم يا بی گناه .. حکم دروغ است
و روانه زندان خواهی شد
سيستم شکست خورده است

گریه نکن عزیزم
هيچ كلمه اي هم به زبان نيار
فقط چشمهاي قشنگتو رو هم بزار
من از دوباره تو را خواهم ديد
پس بخاطر هیچ چیز گريه نكن عشق من
این منم که آينده رو درون يك جعبه مستطيلي شكل ميبينم
غصه نخور دنیا همینه زجر و عذاب
بن بست روح براي دختري در بن بستگريه نكن عشق من
زندگي تو بر روي زمين زير آب خواهد رفت
...غصه نخور عشقم که وقتی غمگینی سیاهی سایشو روی جهانم میکشه
و تو اون لحظه احساس میکنم که دنیا فقط غم هاشو به ما بخشیده
غصه نخور عشق من خودتو از اسارت لحظه ها رها کن
خودتو از زندان بزرگ دنیا رها کن